تبلیغات
♥ ღ دل نوشـــته هـــا♥ ღ 

♥ ღ دل نوشـــته هـــا♥ ღ




چشمانم عرق میکند

  • نویسنده: Azadeh
  • تاریخ:پنجشنبه 11 اسفند 1390
  • عنوان موضوع: [cb:post_category_name]



اشکهای من از غصه نیست، 

فقط..... چشمهای من خجالتیست..... 

چشمانم به وقت دیدنت ” عرق ” میکند! 

اما… تو این را باور نکن… غصه از اشکهای من میبارد…! 






خدا

  • نویسنده: Azadeh
  • تاریخ:پنجشنبه 11 اسفند 1390
  • عنوان موضوع: [cb:post_category_name]


جـــــز تو که دنیـــامو بغل کردی    
 
حال منو هیشـــکی نمی پرسه  

من با تو از هیچــی نمی ترسم 

هـر جا تو باشی من دلــم قرصه






مــ ــــ ـن تـــو

  • نویسنده: Azadeh
  • تاریخ:پنجشنبه 11 اسفند 1390
  • عنوان موضوع: [cb:post_category_name]




می مانم ... 

می روی ... 

لعنت به این افعال ! 

كه ماندن را برای من صرف كرد و رفتن را برای تو !!!







...

  • نویسنده: Azadeh
  • تاریخ:شنبه 6 اسفند 1390
  • عنوان موضوع: [cb:post_category_name]


ازکسانی که از من مـــــــــــتنفرند سپاس،آنها مرا قوی تر می کنند 

 از کسانی که مرا دوســـــــــــــــــــــت دارند ممنونم،آنان قلب مرا بزرگتر 

 می کنند. 

 ازکسانی که مرا ترک میکنند متشـــــــــــــکرم،آنان بمن می آموزند که 

 هیچ چیز تا ابد ماندنی نیست. 

 از کسانی که با من مـــــی مانند سپاسگزارم،آنان بمن معنای دوست 

 واقعی را نشان می دهند.






حالا که رفتنی...

  • نویسنده: Azadeh
  • تاریخ:شنبه 6 اسفند 1390
  • عنوان موضوع: [cb:post_category_name]


حالا که رفتنی شده ای طبق گفته ات باشه، قبول. 

لااقل این نکته را بدان: 

آهن قراضه ای که چنان گرم گرم گرم در سینه می تپید دلم بود نامهربان 





آمـ ـد امــــّــا

  • نویسنده: Azadeh
  • تاریخ:پنجشنبه 27 بهمن 1390
  • عنوان موضوع: [cb:post_category_name]


آمد اما در نگاهش آن نوازش ها نبود

چشم خواب آلوده اش را ، مستی رویا نبود




نقش عشق و آرزو از چهره ی دل ، شسته بود


عکس شیدایی ، در آن آیینه ی سیما نبود





لب،همان لب بود ، اما بوسه اش گرمی نداشت


دل همــان دل بود ، اما مست و بی پروا نبود




در دل بیزار خود جز بیم رسوایی نداشت

گرچه روزی هم نشین ، جز با منِ رسوا نبود



در نگاه سرد او غوغای دل خاموش بود


برق چشمش را ،نشان ، از آتش سودا نبود



دیدم ، آن چشم درخشان را ، ولی در این صدف


گو هر اشکی که من می خواستم ، پیدا نبود







...

  • نویسنده: Azadeh
  • تاریخ:دوشنبه 10 بهمن 1390
  • عنوان موضوع: [cb:post_category_name]

عمر گران میگذرد خواهی نخواهی

 

 سعی بر آن کن نرود رو به تباهی









...

  • نویسنده: Azadeh
  • تاریخ:دوشنبه 10 بهمن 1390
  • عنوان موضوع: [cb:post_category_name]


یک امروز

 قدر دو فردا می ارزد






...

  • نویسنده: Azadeh
  • تاریخ:دوشنبه 10 بهمن 1390
  • عنوان موضوع: [cb:post_category_name]


برای پرشهای بلند گاهی نیاز است چند گامی پس رویم





سـنـگـــــ

  • نویسنده: Azadeh
  • تاریخ:دوشنبه 10 بهمن 1390
  • عنوان موضوع: [cb:post_category_name]


اگر سنگ در مسیر رود نباشد صدای آب زیبا نیست پس ,از سنگهای

 سر راهت غمگین نباش




اخرین مطالب